کودک خلاق

گزارش از نمایش خونه کی از همه محکم تره!

چه قدر زیبا بود وقتی بلا فاصله بعد از جشن، دختر کو چولویی را دیدم که غار زیبایی کشیده بود و با نگاه کودکانه خودش، داشت نمایش را باز آفرینی می کرد! من هر وقت به خانه کودک آفرینش سر می زنم  کلی انرژی مثبت می گیرم.روز قبل از اولین اجرای نمایش برای آماده سازی فضا به  خانه کودک آفرینش رفته بودم. دختر کوجولویی بدو بدو به سمت من آمد و سلام و احوال پرسی کرد، من هم بعد از گرم گرفتن با آن خانم کوچولو گفتم:«منو از کجا می شناسی؟» جواب داد:« خودت با دوستات اومدی اینجا و برای ما خیمه عمو عباس (ع) و  امام حسین (ع)رو درست کردین و کلی با ما بازی کردین!» در حالی که اشک گوشه چشمم را پاک می ...
9 بهمن 1392

فرصت طلایی!

  سلام و احترام به همه دوستان باز آفرینی کودکانه و شاد داستانهای قرآنی، از فعالیتهای بنیاد سفینه است. نمایش "خونه کی از همه محکمتره" ، بازسازی کودکانه و امروزی از داستان لیله المبیت (خوابیدن امیرالمؤمنین(ع) در بستر پیامبر(ص)) و نیز مخفی ماندن ایشان در غار، به امر خدا، و با وسیله شدن عنکبوت و کبوتر است. این داستان، با شعر گویی، موسیقی سازی، شخصیت پردازی، داستان نویسی جذاب، و... برای کودکان و به زبان کودکانه آماده شده و تلاش نمیشود که به زور و با حجم زیاد و به شکل نامتعارف، پیام دینی را به ذهن مخاطب فرو کند. بلکه در تلاش است با برقراری یک ارتباط انسانی، شاد و به دور از القاء زائد، کودکان را با یک داستان زیبا و...
6 بهمن 1392

شفا!

  سید کوچولو مریض شده بود و دل و دماغِ انجام دادن هر کاری را از من گرفته بود. رفته بودیم مهمانی،پس از چند روز بی اشتهایی ،خدا را شکر خوب غذا خورد. به نظر من هم طعم غذا متفاوت بود. وقتی از صاحبخانه تشکر کردیم، گفت:«برنجش مال کربلا بوده!» سید بلافاصله گفت:«پس منو شفا میده!» خدایا همه ی مریض های روحی و جسمی را به حق امام حسین (ع) و عمو عباس(ع) شفا بده.آمین یا رب العالمین. ...
2 بهمن 1392

ذهنیت مثبت

شیر خریده بودیم و در راستای همکاری و کمک در کارها، قرار شد سید مسیحا شیر را از ماشین بیاورد و در یخچال بگذارد. بعد از این که شیر را توی یخچال گذاشت،بلافاصله ظرف غذای ماهی را کنار آن گذاشت و گفت:«شبیه آقای روحانی شد که رفته بالای منبر و داره سخنرانی می کنه!» ...
30 دی 1392

از ماست که بر ماست!

  دیروز اولین اجرای نمایش «خونه کی از همه محکم تره؟» بود .برایم بامزه بود که تکه کلام هایم را از زبان سید مسیحا می شنیدم: ساعت سه و نیم بود و قرار بود ساعت چهار و نیم اجرای اصلی باشد؛دلم شور می زد و دلم می خواست یک بار دیگر قبل از اجرای اصلی ،نمایش تمرین شود؛توی همین گیر و دار های درونی بودم که صدای پسرانه کوچولویی به گوشم رسید: سید مسیحا:«خانوما ساعت دو و نیمه!! یه بار دیگه تمرینو نرفتینا!!» نمی دانم از کجا می دانست که من می خواهم همین را بگویم! نیمه شب از خواب بیدار شد، به او گفتم: (ببخشید گلاب به روتون)«می خوای یه سر، بری دستشویی؟» سید:«مامانی،حالا با هم در مو...
24 دی 1392

یه شعر قشنگ برای صلوات!

سلام، این شعر کوتاهه ولی با نشاط و شادی آفرین، ترجیحاَ اگر توسط دو نفر(دو مجری) اجرا بشه جالب تر در میاد، میگید نه آزمایش کنید! از ما گفتن! (مجری اول)                                               هو هو هو         صدا می آد! (مجری دوم) :صدای چی؟ (اول)   قطار قطار فرشته             رو آسمون نوشته صل علی محمد        ص...
21 دی 1392

بار دیگر: خونه کی از همه محکم تره!

مژده! مژده!     به علت استقبال بی شائبه دوستان سفینه،این بنیاد بار دیگر نمایش «خونه کی از همه محکم تره!»  را در غرب تهران واقع در مجتمع آموزشی تزکیه  در تاریخ  دهم بهمن ماه 92 برگزار می کند.   نشانی:شهرک قدس (غرب)، بلوار دریا، چهار راه مطهری، مطهری شمالی، کوی صدف، مجتمع آموزشی تزکیه  شروع اجرای اول: 9:15 شروع اجرای دوم:10:40   ...
19 دی 1392

مسکین و یتیم و اسیر

  داستان بخشیدن غذا توسط امام علی(ع) و خانواده شان به مسکین و یتیم و اسیر که در سوره انسان آمده خیلی به جان و دل سید مسیحا نشسته است و در موقعیت های متفاوت چه با ربط و چه بی ربط استفاده می کند:   به همراه پدربزرگ و مادر بزرگ به خرید مرغ سوخاری رفته بود. سر سفره با شوهر خاله کَل می انداخت که امشب مرغ سوخاری را مثل امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) به فقیرها بدهیم و امشب غذا نخوریم!  عمو هم(شوهر خاله) اصرار به اصرار فردا شب این کار را بکن و بگذار امشب که ما اینجا مهمانیم شاممان را بخوریم!!!   برای اولین بار، ما آقای پدر را تنها گذاشته بودیم و سه روز به مسافرت رفته بودیم. آقای پدر در این سه روز هیچ چیز نخور...
18 دی 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک خلاق می باشد