کودک خلاق

چه جوری فرزندم را در شب های قدر سرگرم کنم؟

  دیروز عصر کلی ذهنم مشغول بود، شب که می رویم احیا، چه کاری انجام بدهم که هم به بچه ام خوش بگذرد و هم سرو صدایی نکند که مزاحم بقیه بشویم و قاعدتا مدیون! آمدم سراغ اینترنت و جستجو،اما نتیجه مطلوبی نداشت.نزدیک رفتن بود و باید فکری می کردم. و اما چیز هایی که به ذهنم رسید و گفتم شاید به کار مادر های دیگر هم بیاید:   1 -سه تا لیوان برداشتم و یک کمی پسته.تجربه ام این را نشان می داد که هر وقت وسیله و اسباب بازی برای بچه ی خودم میاورم حداقل یکی دوتا بچه ی دیگر هم جمع می شوند.قرار شده بود همه مشغول خواندن سوره قدر بشویم و هر وقت یک بار سوره را تلاوت کردیم یک عدد پسته داخل لیوانمان بیندازیم:این جوری هم...
26 تير 1393

سفره ماه رمضان

  سید مسیحا می گوید:«مامانی،چرا سفره هفت سین می چینیم، اما سفره ماه رمضون نمی چینیم؟!» سریع دست به کار شد ؛کنار ظرف سفالی که توش ماهی عیدمان را  گذاشته بودیم،سید مسیحا سفره رمضان چید؛ یعنی رحل  کوچولوی قرآن گذاشت،عروسک کوچکی را برداشت و سر او را بر مهر قرار داد و... اگر دقت کنید کلاه آدمک را هم برداشته تا بهتر سجده کند! ...
25 تير 1393

حق فرزند بر پدر

یک سنت خوب را مادر و پدرم به من یاد داده بودند؛ هر وقت سوار ماشین می شدیم«آیه الکرسی» و « چهار قل» رو دست جمعی می خواندیم. این سنت حسنه را برای فرزندم اجرا می کردم تا این که یک چند وقتی نسبت به این کار رغبت نشان نمی داد. در عین این که بسیار ناراحت بودم می دانستم اصرار بر این کار نه تنها فایده ندارد بلکه زدگی ایجاد می کند. فقط در دل دعا میکردم تا این که آقای پدر در ماه رمضان امسال این ایده به ذهنشان رسید: شعر اول کارتون «باب اسفنجی» یادتون هست؟(سید مسیحا عاشق این کارتونه) حاضرید بچه ها؟ بله ناخدا. نشنیدم صداتون رو؟ بله ناخداو... بابایی اول، این دوتا جمله رو می گو...
23 تير 1393

ایده های جالب برای ساکت کردن و همراه کردن بچه ها

  تا حالا شده توی جایی باشین و یک عالمه بچه دور و برتون باشن و بخواین اونا رو ساکت کنید البته بدون این که بهشون مداوم هیس هیس بگین! به نظر شما چه جوری می شه این کار رو کرد؟ ما تجربه خودمون رو تو ادامه مطلب بهتون می گیم اگه دوست داشتین برین به ادامه مطلب!! اساساً نظر و تجربه ما اينه كه بچه ها با بازي و خلاقيت، بهتر، همراه ميشن!  به بچه ها بگویید همه دستشان را زیر سرشان بگذارند و مثلا بخوابند؛ سر و صدا هم نکنند تا دوستان دیگرشان که خوابند بیدار نشوند! در کمترین زمان ممکن، سکوت مطلق ، شما را شگفت زده خواهد کرد می گویید نه آزمایش کنید!! به همه نقش نمايشي بدهید؛ مثلاً همه مداد بشن، ...
23 تير 1393

طرح گیلاس!!

همه در حال خندیدن بودند! قبل از ماه رمضان، داخل یک باغ کو چولو بودیم که درختای گیلاس داشت. از شاخه درخت، چند تا چیدم و در جا خوردم و آمدم داخل اتاق. باید لباس ساداتی را عوض می کردم. بابایی، ساداتی را به داخل سالن پذیرایی برد و گفت:« شنیده بودیم که می گن هر چی مادر بخوره ،رو بچه تاثیر می ذاره، اما به این سرعتش رو ندیده بودیم!؟» لباسی که تن ساداتی کرده بودم پر از طرح گیلاس بود!!! ...
21 تير 1393

کار فرهنگی تاثیر گذار!

دوست ندارم از کنار چیزهایی که می بینم بی تفاوت، رد بشوم و بروم. به نظرم کاری که ما کمتر انجام می دهیم تبلیغ دینمان، با شیوه ها و روش های خلاقانه و زیباست. چه اشکالی دارد که محتوا یک چیز باشد اما قالب های ارائه، متنوع، متفاوت، زیبا و متناسب برای هر سنی باشد؟ چه قدر زیبا و با ارزش بود کار فوتبالیست فرانسوی؛ اعلام کرده بود با زبان روزه در بازی های جام جهانی شرکت می کند و مربی او هم به علت احترام به نگاه مذهبی او،پذیرفته بود. چه قدر زیبا و با ارزش است کار دوستانی که در خیابان بهار تهران؛ مغازه شیرموز،بستنی و معجونی زده اند که موقع نماز، نماز جماعت برپا می کنند،هر شب افطاری می دهند،لیوان ها را مقابل چشم مشتر...
17 تير 1393

جلسه قرآن سید مسیحا

توی ماه رمضان،سید مسیحا جلسه قرآن دارد به سبک و سیاق خودش. سعی میکنیم هر روز اسباب بازی هایش را بچینیم .آن وقت همه ی آن ها می شوند شاگردان کلاس، سید هم مبصر کلاس، من هم مربی،ساداتی هم ناظر کلاس. با لپ تاپ قرآنی سید، سوره مورد نظر را پخش می کنیم بعد با هم تک تک آیات را تکرار می کنیم و من معنی آن ها را به صورت کودکانه توضیح می دهم.از همه شاگردان کلاس می خواهم چشمانشون را ببندند و تمرکز کنند و به کلمات آیه مورد نظر گوش بدهند و بعد،با من تکرار کنند. یک تخته هم داریم که شکل هریک از دانش آموزان را روی آن کشیدم و امتیاز های هر کدام را می دهم. صدای تک تک شاگردها را،سید مسیحا در می آورد! هر کودکی رگ خوابی مخ...
12 تير 1393

الاعمال بالنیات

  چه قدر برایم قشنگ است لحظات بازی پدر و پسر. نمی دانم با بازی کشورها که شبیه «بازی یه مرغ دارم روزی چند تا تخم می کند» آشنا هستید یا نه؟ هرکس نام کشوری را انتخاب می کند مثلا:ایران،ایتالیا و آلمان. نفر اول که کشور ایران است می گوید:از ایران رفتم ایتالیا.کسی که کشور ایتالیا را انتخاب کرده است باید بلافاصله جواب بدهد و بگوید:از ایتالیا رفتم به فلان کشور و بازی همین طور ادامه پیدا می کند. این بار سید مسیحا بازی را به طور خلاقانه ای عوض کرد: از ایران رفتم ایتالیا،از ایتالیارفتم کربلا،از کربلا رفتم سوریه، از سوریه رفتم مکه، از مکه رفتم بین الحرمین، از بین الحرمین رفتم مدینه، از مدینه رفتم کاظم...
10 تير 1393

ثبت نام مجدد!!

فوتبال را جدی پیگیری می کرد و حسابی تیم ایران را تشویق می کرد. بعد از حذف ایران از جام جهانی، هر بازی را که می دید اصرار داشت که یکی از تیم ها،تیم ایران باشد! بازی شیلی با برزیل بود که پرسید:«بابایی کدومشون ایرانن؟» بابایی:«پسرم،هیچ کدومشون. ایران حذف شده» سید:«خوب کاری نداره که! دوباره ثبت نام کنن!!» توضیحات آقای پدر در مورد این که باید چهار سال صبر کنند و مراحل خاصی دارد راهگشا نبود و اصرار داشت دوباره ثبت نام کنند! ...
8 تير 1393

معرفی کتاب

آقای پدر جلسه ای را تنظیم کرده بودند که قرار بود هرکس در آن کتابی را معرفی کند. من و آقای پدر،هر کدام به دنبال کتاب مناسب می گشتیم که سید مسیحا با دو تا از کتابهایش وارد اتاق شد و گفت:«من می خوام این کتابها رو معرفی کنم!» خیلی خوشحال شدم و به فکر فرو رفتم. چه قدر بچه ها تحت تاثیر رفتار ما بزرگ تر ها هستند.خود خدای مهربان کمک کند تا بتوانیم برای این امانت های الهی الگوهای مناسب و خوبی باشیم.(ان شاءالله). ...
3 تير 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک خلاق می باشد