مکه رفتن
دور محیاسادات یک پارچه سفید گرفته بودم که سید آمد و گفت:«ساداتی،مکه رفتی؟مدینه رفتی؟» وبرای او «لبیک اللهم لبیک» را خواند. ...
مکه رفتن
شعر و داستان
عجب!
محیا سادات؛ خواهر گلم