کودک خلاق

وقتی یه عالمه مهمون کوچولو داشته باشی،غذا این شکلی میشه دیگه!!

  برنج به شکل خرس کوچولو توپ گوشت قل قلی توپ سیب زمینی( سیب زمینی به همراه رب،ادویه و پیاز داغ) گل های سیب زمینی پخته ...
28 فروردين 1395

میلاد امام محمد باقر(ع) مبااارک.

  دوستان خوب سفینه ای،گفتیم چه قدر خوبه که توی جمع های خانوادگی تون،از بچه ها به عنوان مجری کوچولو استفاده کنید. خیالتون راحت،محتوا رو ما در اختیارتون می گذاریم: شروع: به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش به وجود آمده است. مجری کوچولو: خانم ها و آقایان سلام،عیدتون هم مباارک! خوب چه کسی می توانه،همین جمله ای رو که من صحبتم رو با اون شروع کردم رو سه بار ،سریع و تند بگوید. بعد از اجرای این مسابقه،مجری کوچولو با مطرح کردن معماهای طنز و یا به قولی ،سرکاری فضا رو شاد خواهد کرد: 1-اگه وارد یه اتاق سرد و تاریک بشوید و فقط یک کبریت داشته باشید،اول چه چیزی را روشن می کنید؟ 1-...
22 فروردين 1395

دلار یا دونات،مساله این است!!

  اولین جلسه ی بعد از عید بود. آقای معلم، از مسافرت های بچه ها می پرسید و برای این که اون ها رو با فرهنگ ایرانی آشنا ترشون کنه از سوغاتی های هر شهر. بغل دستی  سید، قرار بود سوغاتی شهر مشهد رو بگه،که طفلک حضور ذهن نداشت. سید قصه ی ما جواب رو در گوش دوستش می گوید. او هم خوشحال و شاد و خندان می گوید: دلاااار!  عصبانیت آقای معلم دیدنی بود! سید:« آقا ما بهش گفتیم دونات!!! این اشتباهی فهمید، دلااار» آخه برای  بچه ام همیشه از مشهد دونات خریدیم، خوب حق داره بچه !!! ...
18 فروردين 1395

اجرای مجری کوچولو

  برای شخصیت دادن به بچه ها و افزایش اعتماد به نفسشون و  ارضاء حس جلب توجه ی مثبتشون ،توی دورهمی هاتون میشه نقش مجری کوچولو رو بهشون بدهید.خوبه که مجری کوچولو این جوری برنامه رو شروع کنه: (از جمع بخواد بعد از هر وقفه ی او، بسم الله ها رو تکرارکنند)  یا این جوری:شروع کند:خانم ها، آقایان سلام: لطفا بعد از هر چیزی که من گفتم سلام بگویید. 1،2،3 سلام، صدا ضعفیه؛سلام،کمی بلندتر:سلام،بازهم یواشه:سلام،یا نون لواشه،سلام، پیتزا باهاشه:سلام،جیگر باباشه:سلام،دمپایی پاشه(یعنی پایش است.):سلام چون اولین مناسبتی که گذشت روز مادر بود مجری کوچولو می توانست ادامه که: پدر،پسر،دختر هر کدوم سه ...
17 فروردين 1395

کارت بانکی خیس نشه!!

  دفتر داداشی،روی میز بود،دفترش رو برداشتم و گفتم :« می خوام میز رو دستمال بکشم برای این که دفتر داداشی خیس نشه،اون ها رو برمی دارم.» کمی آن طرف تر،کارت بانک های بابایی هم روی میز بود،بعد به سراغ آن ها رفتم ولی پیدایشان نکردم. بعدا، معلوم شد برای این که کارت بانک های بابایی خیس نشود، سادات جون اون ها رو زیر گلدون کنار میز گذاشتند تا وقتی میز رو دستمال می کشیم کارت های بانکی خیس نشوند!!   ...
16 فروردين 1395
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک خلاق می باشد