بهترین از این نمی شد!!
می خواستیم بریم بیرون، قمقمه سید مسیحا را نمی دانستم کجا بگذارم؟؟! به او گفتم:«مامانی،قمقمه ات رو بذار تو جیب کاپشنت!» سید:«مامانی خوب، بذارید تو کیفتون!» مامان:«تو کیفم، هاردم( hard ) هست می ترسم آب خرابش بکنه!» سید:«خوب،هارد رو بدید من بذارم تو جیب کاپشنم،شما هم قمقمه رو بذارید تو کیفتون!!» ...





