فلش جوجه ای!!

جلسه ی خیلی مهمی بود.نفس ها توی سینه حبس شده بود؛ بابایی دست کرد توی جیبش تا فلش را دربیاورد؛
خنده ی جمعیت نزدیک بود سقف را بترکاند!
جای فلش، جوجه ی کوچولوی یک بچه ی یک ساله درآمد!!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

فلش جوجه ای!! 
