کودک خلاق

کاریکاتوریست کوچولو!

  خیلی شبیه شده بود! از بابایی پرسید:« اگه گفتید من کاریکاتور چه کسی رو کشیدم؟» بابا،بی درنگ:« آقای تاج داری؟» کار هنرمند کوچولو،خوب از آب در  آمده بود. ...
6 بهمن 1394

اردوی ۲۸ ساعته!

    چه قدر خوبه که بابا ها یه وقت ویژه برای بچه هاشون بگذارند؛ چه دخترشون و چه پسرشون. سید با بابایی به یه اردوی ۲۸ ساعته رفتند؛ اردویی در دل کوه و برف!   توی این روزها که بچه ها باید، در تخیلشون برف بازی کنند،برف بازی در روستای «رینه» لطف و صفای  خاصی داشت.   ...
3 بهمن 1394

بازی جدید ساداتی!

  حوصله ی سادات خانوم ،حسابی سر رفته بود. چسب پهن مخصوص بستن کارتون رو برداشتم و به دوطرف چارچوب در اتاقش چسب زدم. حالا این سادات خانوم بود که باید اسباب بازی ها و توپ های روزنامه ای اش رو به این چسب ها بچسبونه و لحظات جدیدی رو تجربه کنه! ...
1 بهمن 1394

گلو!!

  بانو کوچولوی من،سرفه می کرد. بهش گفتم:«مامانی،بیا تا گلوت رو ببینم!» کله ی کوچولوش رو تا می تونست بالا گرفته بود و گردنش رو به من نشون می داد! خوب راست می گفت بچه به اون جا هم گلو می گویند!! ...
30 دی 1394

جشنواره ی بازی با محوریت میلاد امام حسن عسگری(ع)

  یه عالمه بازی جذاب با محوریت میلاد امام حسن عسگری(علیه السلام) برای بچه ها در هیات انصارالعباس قرار بود بچه ها از اعداد رمز گشایی کنند تا در باز بشه: 28:سن امام حسن عسگری 8:8ربیع الثانی میلاد امام حسن عسگری 12:امام زمان فرزند امام حسن عسگری 232:سال تولد امام حسن عسگری 260: سال شهادت ا مام حسن عسگری 8:8ربیع الاول سالروز شهادت امام  10: امام هادی ،پدر امام حسن عسگری 6:مدت امامت امام حسن عسگری وقتی بچه ها رمز تمامی اعداد رو متوجه شدند در جعبه باز شد و باکتابی در مورد زندگی امام حسن عسگری(ع) روبه رو شدند که بخش هایی از اون برای بچه ها خو...
28 دی 1394

اتود اولیه!

  با دوستانم برای کارمون در حال طراحی یک عروسک بودم ، اتود اولیه ی زیر رو با راهنمایی های دوستانم زدم:   دو ساعت بعد،دیدم سید در حال نقاشی کشیدن هست،از او پرسیدم:« مامانی،داری چی کار می کنی؟»  سید:«دارم اتود اولیه می زنننننم!!» عاشق این تقلیدهای بچه ها هستم از بزرگتر هاشون. واقعا اگر بخواهیم بچه های خوبی داشته باشیم باید خودمان خوب باشیم،خدایا خودت کمکمون کن.   ...
23 دی 1394

کیمیا!

  این روزها،کسی نیست که نام سریال« کیمیا» رو نشنیده باشد. شخصیت آرش فیلم در ذهن پسر کوچولوی من،بسیار منفور است.  سید در مدرسه ،حرف «ش» رو خواندند. با یه حالت خاصی اومد پیش من و گفت:«ما،دیگه می تونیم بنویسیم آرش،ولی کاش می تونستیم بنویسیم کیمیا!!»   ...
22 دی 1394

ابراز احساسات!

  ساداتی با داداش جونش،کلی عروسک رو ،روی پشتی اتاق گذاشته بودند، بدیهی هست که برای افتادن روی زمین این همه عروسک،یه تکون کوچولو،کافیه! همین اتفاق افتاد! عکس العمل ساداتی برای هممون جالب بود! موقع ریزش عروسک ها،چشم های کوچولوش گرد شده بود و دوتا دستش رو گذاشت روی سرش! بچه ها نحوه ابراز احساسات و حالات دورنی شان رو هم از اطرافیانشان یاد می گیرند! چه قدر مادر و پدر خوب بودن سخت است!   ...
21 دی 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک خلاق می باشد