کودک خلاق

پوشاک زیبای ایرانی برای کودکان ایران زمین،پوشاک «ردا»

  بابایی این لباس های زیبای ایرانی رو برای ساداتی و سیدی خریدند،لباس هایی که انگار کنارشون یه بسته ی فرهنگی عمیقی دارند ؛کارتی که فلسفه ی تصویر کارتونی و زیبای لباس رو ماندگار کرده اند. لباس بنفش بالا، یه سفینه ی فضایی و دوتا فضانورد و موجود فضایی هست که همین جور که در عکس پایین می بینید اشاره به ماهواره امید  می کنه یعنی  اولین ماهواره ی  ساخته شده توسط دانشمندان ایرانی.   این لباس،که به شدت مورد استقبال ساداتی هم واقع شده،اشاره به رویانا ؛گوسفند شبیه سازی شده توسط دانشمندان عزیز کشورمون داره.   این لباس هم که مربوط به دفاع مقدس می شه و از والدین می خواهد تا از رشادت...
19 دی 1394

جشن تولد نور3

  بازدید :  21  مرتبه بخش سوم مجری: به دنبال ستاره ها می گردد و از بچه ها می پرسد بچه ها ستاره ها را ندیدید؟ این زنبور عسلی اومد من به کلی فراموش کردم که می خواستم این جا رو تزیین کنم. ای بابا هرچی می گردم پیداشون نمی کنم.   وقتی مجری با بچه ها حرف می زند زنبور عسلی در حال آویزان کردن ستاره ها به پرده ی سن است. مجری عقب عقب به سمت زنبور عسلی می رود و به او برخورد می کند. مجری با حالت ترس می گه: ای بابا زنبور عسلی تویی؟ ترسیدم. اِ ستاره ها هم که اینجان. اینا دست تو چیکار می کنن. چقدر وقته دارم دنبالشون می گردم. زنبور عسلی: خب شما گفتین فکر ...
14 دی 1394

جشن تولد نور2

    بخش دوم زنبور عسلی: در حال راه رفتن و سر راهش به هرچیزی که می رسه سلام می کنه و هی به بالا و اطراف خودش نگاه می کنه. مورچه جون سلام. گل ها سلام. آسمون سلام. به مجری می رسه. اِ شما اینجایین؟ سلام. مجری: با تعجب سلام. داری چیکار می کنی؟ زنبور عسلی: سلام. دارم به همه سلام می کنم، اما چیزی اطرافم نمی بینم. شما چیزی اطراف من می بینی؟ مجری: نه!! چی باید ببینم مثلاً؟ زنبور عسلی: نور دیگه، نور. دارم سلام می کنم که نور جمع کنم دیگه. مجری می خنده و می گه : آهان، حالا متوجه شدم قضیه چیه.ای بابا ، اشتباه متوجه شدی زنبور عسلی ولی اشکا...
14 دی 1394

جشن تولد نور1

ورود ویژه هنگام ورود بچه ها، دو نفر دم در ایستادند و دو چراغ قوه در دست دارند که آن ها را خاموش و روشن می کنند و به حالت ریتمیک عبارت «بچه شیعه همیشه نور امید یارشه       راهنمای راهشه، همیشه همراهشه» را می خوانند بچه ها از بین دستانشان رد شوند. مجری با بچه ها سلام و احوال پرسی می کنه: «بسم الله الرحمن الرحیم»         کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه           به ما می ده  هرچی بخوایم &nb...
14 دی 1394

جشن تولد نور

  «بسمه تعالی» جشن تولد نور، حاصل ساعت ها، فکر، مشورت و تأمل «بنیاد سفینه» است که تقدیم حضورتان می گردد: این طرح بر اساس حدیث مستند از پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله و سلم» که فرمودند:(«اول ما خلق الله نوری»: اول چیزی که خداوند خلق کرد نور من (پیامبر)بود. (بحارالأنوار، ج1،ص97، باب 2)) به رشته ی تحریر در آمده، که ائمه ی معصومین«علیهم السلام» نیز در احادیث خود با این موضوع، مواردی را عنوان نمودند که این مهم، نور اهل بیت«علیهم السلام» را هم در برمی گیرد. در این طرح تلاش شده که این حقیقت بی بدیل و بسیار ارزشمند،که درک...
14 دی 1394

ادیسون کوچولوی مامان!

  سید همیشه شنیده بود آدم اگه مدرسه نره بیسواد می مونه. از مدرسه اومده بود که گفت:« مامانی ،دوست داری من مثل ادیسون بشم؟» من هم با خوشحالی:« یعنی دانشمند بشی و چیزی اختراع کنی؟» سید:« بله،هم چیزی اختراع کنم و دانشمند شم و هم مدرسه نروم!!!! امروز تو علوممون خواندیم که ادیسون مدرسه نرفته بود!!»  ...
13 دی 1394

یک پیشنهاد برای دادن خبر فوت به کودکان

  پدر یکی از دوستان پسرم به رحمت خدا رفته بود،نمی دانستم چگونه باید این مطلب رو به سید،منتقل کنم. آن چه که از نحوه ی گفتن دیگر مادران هم، شنیده بودم ،تجربه تلخی بود و پسرانشان به شدت اذیت شده بودند. توی مسیر،گفتگو رو این جوری آغاز کردیم: بابا: ماشالله سید،ان قدر پسر خوبیه که بهشتیه. من: فکر کنم سید،همش تو بهشت بستنی بخوره(آخه عاشق بستنی هست.) سید: تو بهشت آدم سرما نمی خوره که نتونه بستنی بخوره؟ من: نه مامانی ،تو بهشت هیچ  مریضی نیست. سید: بستنی های بهشت،روغن پالم هم نداره که ضرر داشته باشه؟ بابا: نه گل پسری ،همه چیز بهشت خوبه. بابا: مامانی شما صبح کجا ر...
11 دی 1394

نمی خوام اسراف شه!

  سید، با خوشحالی اومد و گفت:«چه قدر خوبه که آدم از خونه غذا ببره» من:«چه جالب! چرا مامانی؟» سید:«آخه، اگه آدم بقیه ی غذا شو میل نداشت میاره خونه و اسراف نمیشه،اما بچه هایی که از مدرسه غذا می گیرند اگه بقیه شو نتونند بخورند ریخته میشه دور!!!! من هم نمی خوام اسراف شه!»   ...
7 دی 1394

بوسیدن قرآن

  خیلی وقت ها،داداشی وساداتی رو از زیر قرآن رد می کنم و اون ها هم قرآن رو می بوسند. دیروز، ساداتی عروسک هایش رو از زیر قرآن رد می کرد و به اونها یاد می داد تا قرآن رو ببوسند. قرآن، نگه دارتون کوچولوهای مامان،ان شالله هممون عامل به دستورات قرآن باشیم.   ...
6 دی 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک خلاق می باشد